مقایسه ی بازشناسی هیجان چهره در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و افراد سالم

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

چکیده

شناخت اجتماعی، مجموعه ی گسترده ای از پردازش  اطلاعات شامل فرایندها و عملکردهایی است که به فرد اجازه می دهد تا بفهمد، عمل کند و از جهان بین فردی اش  سود ببرد.  بازشناسی هیجان، یکی از مهمترین مولفه های  شناخت اجتماعی است. هدف پژوهش حاضر، مقایسه ی  بازشناسی هیجان چهره در بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و افراد سالم بود. بدین منظور، طی یک پژوهش علی- مقایسه ای،  96 نفر در دامنه ی سنی 18 تا 55 سال (51 نفر مبتلا به اسکیزوفرنیا بودند و 45 فرد بهنجار) به شیوه ی نمونه گیری در دسترس انتخاب و از نظر بازشناسی هیجان در چهره مورد بررسی قرار گرفتند. تحلیل واریانس بازشناسی هیجان بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا و افراد سالم نشان داد که بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا، در مقایسه با افراد سالم در بازشناسی هیجان چهره عملکرد ضعیف تری داشتند. از طرف دیگر، عملکرد بیماران اسکیزوفرنیا در بازشناسی هیجان های منفی ضعیف تر از هیجان های مثبت بود، این الگو در افراد سالم نیز مشاهده گردید. بنابراین به نظر می رسد که باید در رابطه با بیماران مبتلا به اسکیزوفرنیا درمانهایی را مورد توجه قرار دهیم که شناخت اجتماعی و به طور خاص بازشناسی هیجان را مورد دقت قرار می دهد

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Comparison of Recognition of Facial Affect in Patients Suffering from Schizophrenia and Normal Individuals

چکیده [English]

Social cognitive information processing includes a wide set of processes and practices that allow individuals to understand, operate, and benefit from their interpersonal world. Emotion recognition is one of the most important components of social cognition. The research purpose is to draw a comparison of recognition of facial affect in patients suffering from schizophrenia and normal individuals. Therefore, in a casual-comparative study, a sample of 96 individuals in the age range of 18 to 55 years (51 individuals suffering from schizophrenia and 45 normal individuals) was selected through convenience sampling and tested by the recognition of facial affect. The variance analysis indicated that patients suffering from schizophrenia have weaker levels of recognition of facial affects. On the other hand, the performance of schizophrenic patients in recognition of negative affects was weaker than positive affect and the same model was observed among healthy individuals. It seems that, we should devote special attention to social cognition specially the recognition of affects in the treatment of schizophrenic patients.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Social Cognition
  • Recognition of Facial Affect
  • schizophrenia